وجود صدا و لحن غمگین و سوزناک در تلاوت‌های استاد محمد صدیق منشاوی به حد لازم مخاطب را برای استماع آیات تحریک می‌کند و بدین ترتیب دیگر بسیاری از طبقات صوتی و بازی با الحان و نغمات در تلاوت او حذف می‌شود، زیرا پیشاپیش دل مخاطب خود را بدست آورده و تأثیر مورد نظر را ایجاد کرده است. محمدصدیق منشاوی با معانی آیات قرآن کریم» به مبحث آکو ستاتیک ایلوستراسیون (‏acoustic illustration‏)‎‏ یا تصویرسازی صوتی اختصاص دارد. ‏یکی از مهم‌ترین مطالبی که در برابر قاری قرآن وجود دارد این است که دقیقا احساس آیات را به شنوندگان منتقل سازد. این ‏مطلب را می‌توان در مورد افرادی که در حال دوبله فیلم هستند به طرز بسیار هیجان‌انگیزی مشاهده کرد. اگر یک روز به ‏اتاق دوبله تشریف ببرید مشاهده می‌کنید که آدم‌های موجود فیلم‌ها با قیافه‌های متفاوتی صدا تولید می‌کنند و این امر موجب ‏تعجب یا حتی خنده و گریه شما خواهد شد. در حقیقت فرد دوبلور، با سینک زدن (لب‌خوانی کردن) سعی می‌کند خود را در ‏جایگاه نقش قرار دهد و از تمامی توانایی‌های عاطفی خویش بهره می‌برد تا احساسی مشابه بازیگر را در دل مخاطب القاء ‏کند. چندش آوری این پدیده نیز زمانی است که گوینده هیچ آهنگ و احساسی را در جهت نزدیکی صدایش با بازیگر فیلم در برنداشته باشد. این مفهوم در علم موسیقی و فن بیان با نام تصویرسازی صوتی مطرح است. مثلا این تم صوت و صدا به شنونده ‏چگونه احساسی می‌بخشد؟ آیا مثلا یک صدای بم برای این جملات بهتر نیست؟ این متن را کدام فرد با کدام تن صدا بگوید؟ ‏شنونده، از این صدا تصور چه فردی را می‌کند و چه نوع متنی با این صدا در تکامل کافی و وافی قرار می‌گیرد؟ مثلا شما ‏از انواع آهنگ‌ها و موسیقی‌هایی که در طول انقلاب شنیده‌اید، چه احساسی دارید؟ چرا گاهی صدای یک خواننده موسیقی ‏فضای رسانه‌ها را در برمی‌گیرد و زمانی دیگر از همان خواننده، موسیقی چندان دلچسبی به گوش نمی‌رسد؟ دعای ربنای ‏استاد شجریان در ماه مبارک رمضان یادتان هست؟ از آهنگ فیلم محمد رسول الله (ص) چه احساسی داشتید؟ چرا اذان یک ‏مؤذن انسان را به نماز دعوت می‌کند و آوایی دیگر دور می‌سازد؟ عین این پدیده نیز در تلاوت قرآن کریم و مخصوصا در ‏تلاوت‌های استاد محمدصدیق منشاوی، به وضوح دیده می‌‌‌شود. تسلط وی بر فنون وقف و ابتدا و زبان عربی، از متونی که او ‏انتخاب می‌کند یک دوبلور زبان وحی ساخته است تا لب به لب جبرئیل (ع) این الحان را تنظیم کند و در گوش جان ‏شنونده حکاکی کند. تسلط خارق‌العاده وی بر نقطه شروع و ختم جمله از او اسطوره‌ای را ساخته که به اعتراف بسیاری، ‏وقف و ابتدای محمدصدیق منشاوی جزو اصیل‌ترین و کامل‌ترین جمله‌بندی‌هاست و در هارمونی و هماهنگی صددرصد با ‏لحن پیش می‌رود. نه تند می‌شود و نه از حرکت باز می‌ماند. لحن و ابتدای او زنده است و گام به گام معنای آیات به لحن و ‏صوت، تغییرات لازمه را می‌دهد. تو گویی لحن و معنا در آمیختگی ذاتی با یکدیگر جلو می‌روند. پیچیدگی‌های تلاوت این ‏نابغه تمام اعصار تا بدان حد است که در تلاوت‌های مشهوری چون سوره‌های مبارکه یوسف، توبه و روم (همگی مجلسی ‏هستند)، از سبک‌های متداول قرائت قران کریم خارج شده و به روایت‌گری ماجراها دست می‌زند!!! آنجا که در سوره ‏مبارکه یوسف با نغمه چهارگاه می‌گوید: وجائوا علی قمیصه بدم کذب قال بل سولت لکم امرا فصبر جمیل، دقیقا به نحوی ‏تلاوت می‌کند که گویی خودش را به جای حضرت یعقوب (ع) نهاده و در فراق یوسف زندگی‌اش از درون می‌‌سوزد و سرشک اشک می‌ریزد و این کار را بارها و بارها با تأکید بر فصبر جمیل تکرار می‌کند.‏

به راستی ما در برابر ظرایف خارق‌العاده و غیرتکرارشدنی تلاوت‌های این فرد چه می‌توانیم بگوییم. اینجاست که شعر آن ‏استاد فرزانه به یاد می‌آید:

قاری اگر محمد منشاوی است

خواندن ما جمله روان‌خوانی است!!!‏

 


و به راستی اگر او قاری است، پس ما جایگاه چندانی در این طراز نخواهیم داشت و باید به جایگاه واقعی خود برگردیم، چرا ‏که بی‌توجهی و نشناختن ظرایفی که این بزرگان با مشقت‌های فراوان (در آن دورانی که اصلا کسی از تلاوت قرآن کریم ‏اثری و خبری نداشت) جهت استمرار نسل قاریان قران کریم در جهان اسلام متحمل شدند، ظلم به زحمات آن‌ها و ظلم به کلام ‏خداست. آن‌ها مجبور بودند با حداقل امکانات و وضع معیشت آن روزگار، حرمان‌ها و سختی‌های فراوانی را تحمل کنند تا ‏ما زیبایی کلام خداوند را در صدای آن‌ها ببینیم و از اوج و فرود آن‌ها لذت ببریم. سفره آماده‌ای که امروزه همه قاریان قرآن کریم ‏بر سر آن نشسته‌اند و با الحان و نغمات مختلف زورآزمایی می‌کنند‌، با زحمات بسیار زیادی توسط امثال این بزرگان فراهم ‏شده و ذره ذره این نغمات ریشه در ساعت‌ها مطالعه و نقد و بررسی معانی آیات دارد. همین‌طوری نمی‌توان به مانند کانال ‏تلویزیون، نغمه‌ها را خواند و عوض کرد و تند تند دستگاه‌های موسیقی را یکی بعد از دیگری به پایان رساند تا دلخوشی ‏انطباق بر نغمه‌خوانی را به دنبال داشته باشد. یادمان باشد که قرآن کریم کتاب انسان‌سازی است و کتاب موسیقی و آواز ‏نیست. قرآن کریم امروزه بسیار مظلوم است و مظلومیت او متأسفانه در میان قاریان قرآن بیشتر از سایر اقشار است. قرآن پله‌‏ای است که هر کسی را که تمایل داشته باشد به بالادست می‌کشاند ولی متأسفانه کمتر کسی دین خود را به قرآن کریم ادا می‌کند.

 


موج جدید حملات دشمنان اسلام علیه نام مبارک رسول اکرم (ص) و آیات کریمه قرآن و ساختن فیلم‌هایی که باعث ‏تحریک عواطف هر انسان آزاده‌ای می‌شود، نتوانسته آن‌طور که باید و شاید، پاسخ دندان‌شکنی دریافت کند و ملل اسلامی ‏منتظرند تا ببینند که دولت‌ها چه می‌کنند. آن صوت و لحن مرحوم عبدالباسط کجاست تا غیر مسلمانان را مجذوب سخن خدا کند ‏و مرتدان و دین‌گریزان را آشنای خانه دوست کند؟ اگر چنین گستاخی‌هایی در سطح جهان مشاهده می‌کنیم، یکی از دلایل ‏آن خودمانیم. زیرا ما تاکنون علیرغم این همه استفاده از الحان موسیقایی قرآن، نتوانسته‌ایم گامی ولو کوچک در جهت توسعه ‏و ترویج فرهنگ و معنای قرآن کریم در سطح جهان برداریم. پررویی دشمنان متأثر از بی‌هویتی ماست.

امروزه تصور می‌کنیم با تلاوت آیات کریمه به لحن‌هایی که خودمان هم از تأثیر آن دودل هستیم، اثر ماندگاری را در سطح جهان به جا گذاشته‌‏ایم! ما باید در برابر این هجمه فرهنگی کفر، از معنای قرآن کریم کمک بگیریم و به جای پرداختن به چند نغمه ناچیز و کم ‏ارزش از خود معانی قرآن کریم کمک بگیریم. دقیقا احساس کنیم که آیات از ما چه می‌خواهند و چه معانی والایی را باید به ‏مخاطب برسانیم. محبوس کردن قرآن کریم در تلاوت افرادی همچون مرحوم محمدصدیق منشاوی و عبدالباسط ، کوچک ‏انگاشتن قرآن کریم (نعوذابالله) و ساده‌انگاری است. خود این بزرگان نیز راه را در معنای آیات یافته اند نه در موسیقی و ‏نغمات!!! متأسفانه جو کنونی جامعه قرآنی ما به سمت و سوی مسابقات و نغمه‌خوانی رفته است (هر چند در این وادی هم ‏ضعیف عمل کرده و قاری صاحب سبک و خلاقی را در سطح جهان مشاهده نمی‌کنیم). خود این بزرگان اصالت را به معنا داده‌‏اند نه به نغمات. نغمات وسیله و ابزار و محملی برای ارایه هنر تلاوت و قرائت قرآن کریم بوده است. نغمات اصل نیستند. ‏متأسفانه این ابزار تلاوت برای جوانان ما و البته به هدایت نادرست برخی از مسئولان به هدف تبدیل شده است!!! خواندن سه یا ‏چهار دستگاه در مسابقات در ۵ دقیقه، چه دردی را از جامعه ما و مردم جهان اسلام دوا می‌کند؟ آیا ما عبدالباسطی داریم که ‏بتواند برود و سوره مریم را به زیبایی او، در همین کشورهایی که علیه اسلام فیلم می‌سازند، برای مردم و مسئولانشان ‏بخواند؟

آیا ما منشاوی داریم که برود سوره یونس را برای آن‌ها تلاوت کند؟ پس این نغمات به چه درد می‌خورند وقتی که حتی ‏برای دفاع از خود قرآن کریم نیز، جان و قوتی ندارند؟ این بتانی که امروزه به نام نغمات قرآنی در میان محافل ما شیوع پیدا ‏کرده‌اند، شایسته پرستیدن و تبعیت کردن نیستند. ابراهیم‌وار باید از آن‌ها دوری گزید و این بازی با آیات برای نغمه‌خوانی و ‏موسیقی زنی بر آیات را کنار گذاشت. درد انسان امروز خواندن حجاز و رست و ماهور و سه‌گاه و شهناز و زنکران و ‏کاریکور نیست. درد امروز انسان، خواندن ۵ دستگاه در ۵ دقیقه یا یک ربع نیست. درد امروز بشر یک خط‌خوانی یا دو خط‌‏خوانی، کلمه‌خوانی و ترجیع‌خوانی آیات نیست. امروز برای این که قرآن را از حفظ بخوانیم باید استدلال کنیم! تفاوت یک ‏حافظ قرآن کریم با یک سی‌دی یا ام پی‌تری پلییر در چیست؟ اگر شرط بر خواندن و دقت است که برترین نرم‌افزارها و ‏موتورهای جست‌وجو دل کلمات را می‌کاوند و بایت بایت، دانلود و آپلود می‌کنند. امروزه کثیف‌ترین سایت‌های اینترنتی با ‏سریع‌ترین امکانات روز جهانی، از میان میلیون‌ها فیلتر به راحتی دانلود می‌شوند و صفحه مانیتور رایانه شما را با زشت‌ترین حالاتی که حتی در حیوانات نیز مشاهده نمی‌شود، اشغال می‌کنند و حال آنکه ما حتی در خود کشور مصر هم آرشیو ‏کاملی از تلاوت‌های قرآن نداریم و با کمال تأسف بسیاری از نغمات منحصر به‌فرد و تلاوت‌های قراء جهان اسلام توسط مسئولان ‏وقت رادیو قرآن مصر به دور ریخته شده‌اند!!!

چرا با وجود این همه رسانه در کشورهای مختلف جهان، سهم تصاویر ویدئویی ‏و حتی صوتی مرحومان منشاوی، عبدالباسط و مصطفی اسماعیل بسیار کم است؟ چرا دنیای آن روز جهان اسلام ارزش این ‏بزرگان را نمی‌فهمید؟ اگر همین چند صدای محدود نیز توسط دوستداران قرآن ضبط نمی‌شد، معلوم نبود که چه چیزهایی به ‏نام تلاوت مشهور بود! به راستی هدف از ترویج این همه حافظ و قاری در جهان اسلام چیست؟ آیا امروزه جایگاه قرائت قرآن ‏توانسته با علوم روز در هم بیامیزد؟ آیا ما صداهای این بزرگان را برای ارائه به نسل‌های بعدی مرمت و بازسازی کرده‌ایم؟ ‏چرا در ارائه فرهنگ قرآن کریم به مردم کشورمان و مردمان کشورهای دیگر اینقدر این پا و آن پا می‌کنیم؟ به راستی منتظر ‏چه هستیم؟ چرا ما که خود را تابع قرآن کریم می‌دانیم تلاشی نمی‌کنیم تا بیش از این به آیات الهی ورسول اکرم (ص) اهانت ‏نشود؟ آیا شده است که یک قاری یا حافظ به خاطر پاسخ به چنان اهانتی تلاوتی خاص کرده باشد یا کار فرهنگی اثرگذاری را ‏اجراء کرده باشد؟ اگر با تلاوت مرحوم عبدالباسط افراد بسیاری مسلمان شده‌اند، با تلاوت ما چند نفر در این مسیر مصمم‌تر ‏گشته‌اند؟ چرا با وجود افزایش قاریان و حافظان و برگزاری سالانه مسابقات بین‌المللی قرآن کریم و تحمل هزینه‌های فراهم بر ‏دوش بیت‌المال، قاریان و حافظان قرآن کریم نمی‌توانند از کتابی که آنها را به شهرت رسانده است دفاع کنند؟ این بت‌پرستی ‏و ظاهرپرستی چقدر رواج یافته است؟ تا کی به فرمایش مقام معظم رهبری (مدظله العالی) باید در برابر این سر در زیبای ‏قرآنی بایستیم و هی آن را تحسین کنیم و دکور دیگری به جای آن نصب کنیم و باز آن را بپرستیم؟ ما هنوز محو تماشای سر ‏دریم و دشمن درون خانه را به آتش کینه خویش سوزانده است.