آواشناسی تطبیقی تلاوت‌های محمدصدیق منشاوی با معانی آیات قرآن کریم

من در سال 1387 مجموعه مقالاتی در حوزه ی تلاوت قران کریم با تم منشاوی در سایت ایکنا منتشر کردم که بخش های نسبتا جدیدی را در مورد یگانه قاری تصویرخوان قران یعنی محمد صدیق منشاوی ارایه می کرد. نظر به اضافه کردن بخش های جدیدی ، بخش های قبلی را به همراه تحلیل های نوین اضافه می کنم. هر چقدر خواستید لینک بدهید و مطالعه کنید ، نظر بدهید ، آزاد هستید.

اگر فکر می کنید از این مطالب خوشتان نمی اید ، لطفا انها را دنبال نکنید!

 

 

 تلاوت‌های استاد محمدصدیق منشاوی منبعث از  آواهایی است که تاکنون کسی نتوانسته است علل تولید این الحان را کشف کند. پیش از آنکه به اهمیت این موضوع پرداخته شود نظری اجمالی به ترازهای صوتی به کار رفته در این تلاوت‌ها می‌اندازیم. تقریبا قریب به اتفاق تمامی تلاوت‌های این استاد در تبعیت از معنای متن آیات کلام الله مجید رشد می‌یابد. هیچ تلاوتی از ایشان به گوش نرسیده است که در آن هدف ارایه آواز و موسیقی باشد.

در تمامی تلاوت‌های این استاد تفهیم آوا فرع بر تفهیم معنای آیات است. افراد زیادی تلاش کرده‌اند تا با تقلید از لحن این استاد تلاوت کند ولی تصنعی بودن این الحان کاملا مشهود است. البته اینجا بحث بر سر لذات معنوی شنونده در استماع معانی آیات است.

بکر بودن بسیاری از این الحان رمز جاودانگی آنها را در پناه قرآن کریم تضمین کرده است. برای نمونه در تلاوت سوره مبارکه هود از آیات 2 الی 26 آیاتی را که مربوط به در دل رسول اکرم(ص) از زبان خود خداوند است را به درستی تمام به شنونده تفیم می‌کند. فلعک تارک بعض ما یوحی ....

در قسمت بعدی (آیه 13 و 14) یا استفاده از دستگاه نهاوند به این معنی اشاره می‌کند که اگر نتوانستید مانند آیات قرآن بیاورید، لاجرم بپذیرید که این آیات دست ساخته بشر خاکی نیست.

 

 

اصالت‌های بسیار زیاد تلاوت‌های این نابغه مصر و از سویی سهل و ممتنع بودن تلاوت‌های وی مانع از آن شده است تا تاکنون نگاهی عمیق به این مجموعه عظیم الهی بیافکنیم. در این سلسله مقالات تلاش داریم تا برخی از حوزه‌های تصویرسازی موسیقایی قرآن را در قالب الحان تلاوت شده استاد محمدصدیق منشاوی بازشناسی کنیم تا رازهای این گنجینه الهی بیشتر از پیش شناخته شود.

 

آواشناسی تطبیقی در تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی- مقاله دوم

 

 یکی از ویژگیهای منحصر به فرد در تلاوت های  مرحوم محمد صدیق منشاوی محزون خوانی است. شاید به قاطعیت بتوان این نکته را گفت که هیچ کسی تاکنون نتوانسته است محزون خوانی را در تلاوت قرآن به حد و پایه ایشان به کمال برساند. نه آنقدر حزین باشد که دچار اغلاط فاحش تلاوتی شود و نه آنقدر تصنعی که اصلا ارتباطی نداشته باشد و مخاطب را از دست بدهد. همانطور که در مقاله نخست اشاره کردیم ، در تلاوت های محمد صدیق منشاوی آوا فرع بر معناست. البته هنوز کسی نمی داند که این الحان چگونه بر ذهن او نقش می بسته و آنها را ابداع می نموده است و این راز تا ابد سر به مهر باقی می ماند. در تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی هیچ بویی از بازی با الحان و موسیقی به چشم نمی خورد. در حالی که درست برعکس وی ، در تلاوت های مرحوم مصطفی اسماعیل ، نغمه سازی رکن اصلی تلاوت است و فردی که به نغمات این استاد گوش می دهد ، دقیقا احساس می کند که استاد مصطفی اسماعیل در طراحی های تلاوت خود ار بسیاری از الحان و طبقات صوتی برای القاء تلاوت بر مخاطب استفاده می کند. ترکیب و تجزیه فراوانی انجام می دهد. بسیط خوانی های مفصلی انجام می دهد و پیوسته درصدد است تا با ایجاز و ابتکار در  نغمات و آواها ، ذهن مخاطب را تخلیه کرده و به اعجاز قرآن کریم جذب نماید و صد البته کسی نتوانسته مانند وی در زمینه تنوع الحان و نغمات به حد و کمال مصطفی اسماعیل تلاوت نماید. اما در تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی ، هدف ارایه نغمات نبوده است بلکه تلاش وی در جهت نزدیک شدن به معانی قرآن و تحزین خوانی راهی را بر او گشوده است که ما امروزه به آن تغمیم یا محزون خوانی می گوییم. لحن گرم و سنگین این استاد مانع از آن بوده که بخواهد پیام معنوی قرآن را با ارایه الحان متعدد (به سبک مرحوم مصطفی اسماعیل ) ارایه کند و حتی در این میان از بسیاری از طبقات صوتی بالا مانند طبقاتی که در جواب جواب یا در محدوده های صوتی استاد عبدالباسط اجرا می شده ، صرفه نظر نموده است. نظر به این که طبق اسناد موجود ( عکس هایی که از سفرهای استاد محمد صدیق منشاوی و استاد عبدالباسط  مرحوم ، وجود دارد ) هر دو  این بزرگان در کنار هم به تلاوت می پرداختند و طبعا تلاوت های یکدیگر را می شنیدند و ضمن حظ وافی و کافی ( خوش به حالشان !) ، به نقد و بررسی و مطالعه آنها می پرداختند ، بنابراین این احتمال وجود دارد که بسیاری از تلاوت های این بزرگان ، ضمن برخوردار بودن از حالت شهود الهی  و هوشیاری عرفانی آنها در حین تلاوت ، نتیجه  تمرینات تحزینی آنها بوده  و برای تهییج قلوب مستمعین و شنوندگان حاضر در مجلس ، موسیقی گذاری شده باشند ! به عبارت دیگر ، آنها متوجه شده بودند که بهترین و برترین روش برای تاثیر بر ذهن و روان مخاطب این است تا با ایجاد بغض و غم در نغمات ، ابتدا فضای تلاوت های خود را گرم و حزین نمایند و سپس در صورتی که نیاز بود به ابداع الحان و طبقات صوتی بپردازند و الا صرفه نظر نمایند. تلاوت معجزه آسای سوره مبارکه مریم مشهور و مجلسی استاد عبدالباسط و شروع بسیار سنگین و غمگین و موسیخ کن ( کلمه بهتری پیدا نکردم!) و نفسهای بسیار بلند و درخشان و باورنکردنی در طبقات اوج صدا با نهایت غمگین و خزینی ، مخاطب را قبض روح می نماید و به طرز کاملا ملموسی می ترساند و به گریه نزدیک می کند. (هنوز با اینکه بیش از بیست سال است که این تلاوت را شنیده ام ولی واقعا هر بار که می شنوم منقلب شده و موهای تنم سیخ می شود!) . 

 

 

  

      در تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی این فشار سنگین طبقات صوتی وجود ندارد و از همان ابتدا محاطب با شنیدن لحن گرم وی ، دل و دیده را تقدیم آیات می کند و به استماع آیات کریمه می پردازد. در این تلاوت ها ،  مخاطب از حجم سنگین طبقات صوتی (به شیوه عبدالباسط یا مصطفی اسماعیل ) کمتر اثری را مشاهده می کند و جز در مواردی که محتوای معنوی ایجاب کند ، از ارایه هر نوع فشار آکوستیکی و صوتی بر شنونده پرهیز می نماید زیرا ، آن نیاز جذب مخاطب را با داشتن لحن گرم و غمگین برآورده می سازد و فقط با ارایه کمی تنغیمات متداول کار خود را پیش می برد. گویی استاد محمد صدیق منشاوی همواره برای شنونده دل خودش و گوش جان خودش تلاوت کرده است و این امر را شما در تمامی تلاوت های مجلسی و استودیویی وی مشاهده می نمایید[1].

 

 


  از سوی دیگر این امر نیز وجود دارد که تغییرات الحان بر حسب نیاز معنوی آیات باشد نه بر اساس نیاز موسیقایی تلاوت! و این دقیقا در جهت مخالف تلاوت های مرحوم مصطفی اسماعیل و امثال اوست. در حقیقت در تلاوت های استادانی مانند محمد صدیق منشاوی وتا حدی مرحوم عبدالباسط ، به علت فضای غمناک و محزون تلاوت ها ، دیگر نیازی نبوده تا مخاطب را با انواع و اقسام  الحان و طبقات صوتی گرم کنند  تا او به لذات تلاوت قرآن و پیام آیات برسد. در تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی نیاز معنوی مخاطب به صورت اتوماتیک و خودکار توسط لحن گرم و غمناک وی تامین می شود و در همان ابتدای تلاوت گوش جان مستمع مجذوب این کلام اعجازآور شده و دل و دامن از کف می دهد. دست از همه چیز می شوید و نگاه به نگاه با آیات همراه می شود ، تا ببیند که این نجوای غمگین و ضجه های عاشقانه چه می گویند. گویی که این نغمه ی قرآنی که می شنود ، حرف دل خود اوست.  نوای نی او رنج ها و غصه های نیستان را حکایت می کند. از حقایقی سخن می گوید که همواره می دانستیم ولی این بار از زبان موجود دیگری انتشار می یابد که به اعماق جانمان نفوذ می کند. و اینها همه از معجزات قرآن است.

جمع بندی و نتیجه گیری:

وجود صدا و لحن غمگین و سوزناک در تلاوت های استاد محمد صدیق منشاوی به حد لازم مخاطب را برای استماع آیات تحریک می کند و بدین ترتیب دیگر بسیاری از طبقات صوتی و بازی با الحان و نغمات در تلاوت او حذف می شود زیرا پیشاپیش دل مخاطب خود را بدست آورده و تاثیر مورد نظر را ایجاد کرده است.



[1] ( سرباززدن وی از رفتن به محل ضبط صدا و استودیوی رادیو قرآن مصر و آمدن مسئولین به روستای محل زندگی وی و باز از او امتناع و از آنها   ااصرار و سرانجام خواهش پدر از او ، نشانه این امر است که محمد صدیق منشاوی قاری دل خودش بوده است و حاضر نبوده که نجواهای عاشقانه و پر سوز و گداز خویش را با دیگران به اشتراک بگذارد!(آیا شما حاضرید؟). رد کردن دعوت جمال عبدالناصر برای تلاوت در قصر پادشاهی با این جمله که من قاری قران هستم نه قاری قصر پادشاه ، باز نشان از روحیه زاهدانه و عارفانه او دارد. او در آن ایام به پادشاه اعلام می دارد که در صورتی در قصر تلاوت خواهد کرد که بساط عیش و عشرت و قهوه خانه ها و کافه بارهای قصر تعطیل شود!). رجوع کنید به زندگینامه استاد مخمد صدیق منشاوی.